باج - شهیار قنبری

می سوزم و می سوزم، با زخم تو می سازم

با هر غزل چشمت من قافیه می بازم

پیش از تو فقط شعرم، معراج غرورم بود

ای از همه بالاتر، اینک به تو می نازم

این سفره ی خالی را تو نان غزل دادی

ای پر برکت گندم، من از تو می آغازم

من اهل زمین بودم، فواره نشین بودم

با دست تو پیدا شد، بال  همه پروازم 

از شبنم هر لاله، اسب و کوزه پر کردم

با عشق تو را دیدن، تا اوج تو می تازم

هیهای مرا بشنو، اسب و من و دل خسته

من چاوش بی خویشم، با هق هق آوازم

راه سفر عاشق، از گردنه بندان پر

نامردم اگر از خون، این باج نپردازم !

                        شهیار قنبری

/ 6 نظر / 171 بازدید
روابط عمومی

با سلام وعرض احترام خدمت شما دوست عزیز درادامه سلسله جلسات نقد وبلاگها، که هرهفته به طور منظم برگزارمی شود. در این هفته به بررسی ونقد http://negahe-no.persianblog.ir/هوای شرجی لذا بدينوسيله ازجنابعالي جهت شرکت در اين جلسه دعوت بعمل مي آيد. پيشاپيش ازحضور گرم و صميمي شما تشكر و قدرداني مي شود عده دیدارما : یکشنبه 20 اردیبهشت ماه 88 از ساعت 17 الی 19 نشانی: خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) - خيابان 21 - بوستان شفق - فرهنگسراي دانشجو - سراي کتاب [گل]

آرش

من با RSS چیست؟ آپم. حتما بیا تغییر و تحولات در راهه ها.... بدو [نیشخند][نیشخند] [گل]

بادبادک

"فواره نشین بودی"

حیات الله ظاهری

وا قعا ً زیبا ست شعر های زیبا و دلربا را انتخاب کردید بمن هم یه سر بزنید موفق با شید متشکرم