نام انتخابی : باغ - سید صابر موسوی

باغ‌ها در خویش می‌خواهند مدفونم کنند

تا درختان هم‌ چو یاران پنجه در خونم کنند

کاش در باغ زمین هم میوهٔ ممنوعه بود

بلکه آدم‌ها از این ویرانه بیرونم کنند

عشق نایاب است دیگر گرچه لیلی‌های شهر

با فریب رنگ می‌خواهند مجنونم کنند

بگذر از خیر حسابم با کرام الکاتبین

امر کن فکری به حال زار اکنونم کنند

گوشه ویرانه‌ام امشب درختی سبز شد

باغ‌ها در خویش می‌خواهند مدفونم کنند

                                                 سید صابر موسوی

/ 5 نظر / 11 بازدید
ریحانه

تو گوگل دنبال شعر های صابر موسوی بودم که به وبلاگ شما رسیدم دیوانهی غزل های صابرم اگه بیشتر بذارید مشتری همیشگی وبتون خواهم بود

محمد رضا رویین تن

ممنونم از لطفت و مطمئنم خیلی ها از این لطف خوشحال می شن

سايه

چه خوب گفته از بي وفايي اين روزگار.......................فكر كنم نتونسته دل اين آدمارو گرد گيري كنه[متفکر]

آوا

شعراشم مثل خودش دوستاشتنی اند, بازم بذارید ازش

پریسا

عالی بود ....بازم عالی بود