قاصد آمد گفتمش - عظیم نیشابوری

قاصد آمد گفتمش : آن ماه سیمین بر چه گفت ؟

گفت : با هجرم بسازد گفتمش دیگر چه گفت ؟

گفت  :  دیگر  پا  ز  حد  خویش  نگذارد  برون

گفتمش : جمع است از پا خاطرم دیگر چه گفت ؟

گفت  :  سر  را  باید  از  خاک  ره  کمتر  شمرد

گفتمش : کمتر شمردم زین تن لاغر چه گفت ؟

گفت : جسم لاغرش را از تعب خواهیم سوخت

گفتمش : من سوختم در باب خاکستر چه گفت ؟

گفت  :  خاکستر  چو گردد خواهمش بر باد داد

گفتمش : برباد رفتم در صف محشر چه گفت ؟

گفت : در محشر به یکدم زنده اش خواهیم کرد

گفتمش : من زنده گردیدم ز خیر و شر چه گفت ؟

گفت :  خیر  و  شر نباشد  عاشقان  را در حساب

گفتمش : این است احسان از لب کوثر چه گفت ؟

گفت  :  با  ما  بر  لب  کوثر  نشیند  عاقبت

گفتمش : چون عاقبت این است زین خوشتر چه گفت ؟

گفت : دیگر نگذرد در خاطرم یاد " عظیم "

گفتمش : دیگر بگو  گفتا : مگو دیگر چه گفت

                                           عظیم نیشابوری

/ 8 نظر / 725 بازدید
سیاوش

مطلبت رو کامل خوندم خیلی جالب و قشنگ بود . و خیلی آموزنده. به ما سر بزن

سیاوش

عمرتون صد شب يلدا/ دلتون قد يه دريا/ توي اين شباي سرما/ يادتون هميشه با ما. شب يلدا مبارک مطالب جدیدیت جالب و باخال بو مرسی که به ما سر زدی باز هم به ما سر بزن

رندانه

سلام.......ارادت هفت برگ شعر.... .... گفتم غم تو دارم گفتا غمت سراید..... زیباتر از حافظ که گفت..؟؟ به خوانش سروده ام با خطی از رهبران بیایید با سلاح نقد بیا یا علی[گل]

سیاوش

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد مطالبت خيلي جالب بود يه مدت گرفتار بودم نتونستم up كنم امروز up كردم سري به ما هم بزن خوشحال مي شيم

سیاوش

ادعا نمي کنم، همواره به ياد کساني هستم که دوستشان دارم ولي مي توانم ادعا کنم که لحظاتي که به يادشان نيستم نيزدوستشان دارم از اين كه به وبم سر زدي ممنون آپ كردم دوست داشتي سر بزن خوشحال مي شم

محمد

شعرت چند تا غلط داشت مثل : دیگر چه گفت دوم؟ که درستش : از سر چه گفت؟ است و ... . ممنون که این شعر رو گذاشتی.

مهدی

ممنون