برج گلدیس - مهدی استخر

برج گلدیس راس ساعت شب ، عقربه رو به برج چرخیده

پسری داده دل به قلاده ، دختری ماهواره پوشیده

با وجود حضور نسل جدید ، باز هم صحنه های تاریخی

دختری از ونوس می افتد زیر پاهای مرد مریخی

دختری با شرایط خورشید شب تاریک می کند روشن

کاملا دیده می شود به وضوح ، ماهش از پشت ابر پیراهن

برج گلدیس راس ساعت شب ، ابرهای سیاه در راهند

چشمهای گرسنه می دانند ، طعمه های نگاه در راهند

دستم از گردش زمان کوتاه ، دلم از دردِ بی صدایی تنگ

وه! چه وجه تشابهی داریم ، من و آن مانتوی طلایی رنگ

چنگ تیز عقاب امنیت ، می درد چشم موشها را ؟ نه !

سفره ی دَس فروش را بستند ، بسترِ خود فروش ها را ؟ نه !

                                                           مهدی استخر

/ 3 نظر / 93 بازدید
alive

1. دوست داشتم شعر رو زیاد... پس تبریک میگم به آقای استخر :) 2. برج گلدیس رو دوست میدارم... خاصه واسم !!!

استاد سید علی اصغر موسوی

سلام علیکم ضمن تبریک میلاد یگانه بانوی وقار و عصمت حضرت زهرا (س) انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران شما را دعوت به مطالعه افکار و عقاید خود می کند وظیفه هر ایرانی مسلمان حفظ فرهنگ خودی در مقابل فرهنگ بیگانه ،ازجمله فرهنگ غربی - ماسونی رایج در ادبیات غربزده است. انتظار ما فقط مطالعه است و آشنایی با مبانی فکری ادبیات اصیل شیعی! البته بدون هرگونه اعمال تعصب توخالی! مکتب تشیع مکتب علم است و علم بالاترین نقطه ی حمکت ! موفق باشید ![گل]