ما نیز هم بد نیستیم - سعدی

ای سرو بالای سهی ؛ کز صورت جان آگهی

وز هر چه در عالم بهی ؛ ما نیز هم بد نیستیم

گفتی به رنگ من گلی ؛ هرگز نبیند بلبلی

آری نکو گفتی ولی ؛ ما نیز هم بد نیستیم ....

تا چند گویی ما و بس ؛ کوته کن ای رعنا و بس

نه خود تویی زیبا و بس ؛ ما نیز هم بد نیستیم

ای شاهد هر مجلسی ؛ وآرام جان هر کسی

گر دوستان داری بسی ؛ ما نیز هم بد نیستیم

گر گلشن خوشبو تویی ؛ ور بلبل خوشگو تویی

ور در جهان نیکو تویی ؛ ما نیز هم بد نیستیم

گویی چه شد کان سرو و بن ؛ با ما نمیگو ید سُخُن

گو بی وفایی پر مکن ؛ ما نیز هم بد نیستیم

گر تو به حسن افسانه ای ؛ یا گوهر یکدانه ای

از ما چرا بیگانه ای ؛ ما نیز هم بد نیستیم

گفتم تو ما را دیده ای ؛ وز حال ما پرسیده ای

پس چون ز ما رنجیده ای ؛ ما نیز هم بد نیستیم

گفتی به از من در چگل ؛ صورت نبندد آب و گل

ای سست مهر سخت دل ؛ ما نیز هم بد نیستیم

سعدی گر آن زیباقرین ؛ بگزید بر ما همنشین

گو هر که خواهی برگزین ؛ ما نیز هم بد نیستیم

                                       سعدی

/ 4 نظر / 385 بازدید
هاشم

سلام استاد.مشتاق دیدار.نمک پرورده ی تان رضازاده ی مشهد هستم.جناب سعدی در این شعر قافیه به کار نبرده؟ یا من اشتباه میکنم.

عارف

يكه تاز عرصه ي نثر مسجع! هنر خودش رو بار ديگه به رخ همه كشيد... روحت شاد مصلح همه ايرانيان..

پارسا

عالی بود خیلی لذت بردم

پارسا

ممنون ار سایتتون که از این اشعار برای استفاده ی عموم قرار می دهید سعدی روحت شاد و یادت همیشه گرامی باد