نمی گذرد - کتایون بهرامی

کبوتری که از این آسمان نمی گذرد!

برای با تو نشستن زمان نمی گذرد

همیشه فکر تو است و همیشه فکر تو است

کسی که روی زمینش زمان نمی گذرد

شکسته روی دو پایش خدا کند برود

دلش از آخر این داستان نمی گذرد

چه روزگار عجیبی ست ، لحظه ی باران

برای دلخوشی از ناودان نمی گذرد

به روی ریل بریده در انتظار چه اید ؟

قطار حادثه از ذهنتان نمی گذرد

                            کتایون بهرامی

/ 2 نظر / 75 بازدید
آزاد

قطار حادثه ! این ترکیب وصفی برای خانم لاله گائینی است در غزل بالن ! که من در سال 80 از ایشان شنیدم : قطار حادثه آمد هوای رفتن کن! از ایستگاه اتاقت بیا به این واگن! بیا به خواب پر از بی ستاره ی ساعت / به خواب منتظر زن کنار یک تلفن.... چطور ممکن است دایره ی واژگانی بعضی از شاعران کرج اینقدر کوچک باشد ؟ که شاعری ترکیب شاعری دیگر را بدون ایجاد هیچ تصویر جدیدی بکار بگیرد و به روی مبارک هم نیاورد ؟!

کتایون بهرامی پوران

این شعر در سال 79 سروده شده اقای شوهرش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بیته بیته داس ماخت نیشت !