![]() |
۱ فروردین ۱۳۸۸ |
کهنه شد حرفای تازه
کهنه شد هرچی که گفتم
کهنه شد هر چی که خوندم
هرچی که از تو شنفتم
یه هوای تازه میخوام
برای یه فصل تازه
فصلی که بتونه از من
عاشقی تازه بسازه
عاشقی همیشه مثل
لحظه ی اول دیدار
که به جز تو نمی بنده
دل به بی رنگی تکرار
من برای از تو گفتن
یه زبون تازه می خوام
واسه ی ستاره بودن
آسمون دیگه می خوام
من می خوام یه قصه تازه باشم
تو غبارجاده اولین سوار
رنگی دیگه واسه ی وقت غروب
برای پرنده ها فصل بهار
آخر رودم و دریا ماله من
عاشق زمزمه های بودنم
آخه فرقی هم باید داشته باشه
پیش تو اومدنم با رفتنم
محمد علی بهمنی
پ.ن.
سالی بهاری برایتان آرزومندم . سال نو مبارک .
:: برچسبها: محمد علی بهمنی















