برای کسانی که کلمات نجوایی عاشقانه در گوش هایشان زمزمه می کند ....
  :: شروینسا
چاپ تی شرت
کافه - حمید چشم آور


کافه بی تو چقدر دلگیر است

کافه بی تو چقدر تکراری ست

گیج و مبهوت و خنده آور و تلخ

مثل سرگیجه های سیگاری ست

 

کافه بی تو فضای مسمومی ست

پاتوق مردهای مشروبی ست

جای هر زهرمار و هر گندی ست

بی تو کلاً جهنم خوبی ست

 

بی تو در کافه ها خراب شدم

کافه بی تو به جان من افتاد

بعد تو هر چه قهوه آوردند

یخ زد و از دهان من افتاد

 

گم شدم توی کافه ها هر شب

ول شدم مثل یک «سگ ولگرد»

«کافکا» را به دست من دادند

کافه از شهر، بی تو «مسخ» ام کرد

 

بی تو در کافه ها مرا می سوخت

لب سیگار را لب سردم

هی تو را جای دود سیگارم

در ته سینه حبس می کردم

 

شده ام کافه گرد ولگردی

که به دنبال کافه می گردم

بی تو هر کافه را محک زده ام

کفر هر کافه را در آوردم

 

پاره خطّ شکسته ای شده ام

که به آخر رسیده ام بی تو

هر چه که توی کافه گردی ها

گیرم آمد کشیده ام بی تو

 

بعد تو پاسدار شعر شدند

کافه هایی که در «کرج» بودند

شب به شب بی قرار دیدار ِ

شاعری با کلاه کج بودند

                   حمید چشم آور



:: برچسب‌ها: حمید چشم آور
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
آخرین عناوین مطالب