برای کسانی که کلمات نجوایی عاشقانه در گوش هایشان زمزمه می کند ....
  :: شروینسا
چاپ تی شرت
خداوند - سعدی

به نام خدایی که جان آفرید ، سخن گفتن اندر زبان آفرید
خداوند بخشنده‌ی دستگیر ، کریم خطا بخش پوزش پذیر
عزیزی که هر کز درش سر بتافت ، به هر در که شد هیچ عزت نیافت
سر پادشاهان گردن فراز ، به درگاه او بر زمین نیاز
نه گردن کشان را بگیرد بفور ، نه عذرآوران را براند بجور
وگر خشم گیرد به کردار زشت ، چو بازآمدی ماجرا در نوشت
دو کونش یکی قطره در بحر علم ، گنه بیند و پرده پوشد بحلم
اگر با پدر جنگ جوید کسی ، پدر بی گمان خشم گیرد بسی
وگر خویش راضی نباشد ز خویش ، چو بیگانگانش براند ز پیش
وگر بنده چابک نیاید به کار ، عزیزش ندارد خداوندگار
وگر بر رفیقان نباشی شفیق ، بفرسنگ بگریزد از تو رفیق
وگر ترک خدمت کند لشکری ، شود شاه لشکرکش از وی بری
ولیکن خداوند بالا و پست ، به عصیان در زرق بر کس نبست
ادیم زمین، سفره‌ی عام اوست ، چه دشمن بر این خوان یغما، چه دوست
وگر بر جفا پیشه بشتافتی ، که از دست قهرش امان یافتی؟ 

                                     سعدی



:: برچسب‌ها: سعدی
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
آخرین عناوین مطالب