برای کسانی که کلمات نجوایی عاشقانه در گوش هایشان زمزمه می کند ....
  :: شروینسا
چاپ تی شرت
نرفتی از یادم- اوحدی مراغه یی

ای که رفتی و نرفتی  نفسی از یادم

خاک پای تو چو گشتم چه دهی بر بادم ؟

پس از این پیش من از جور مکن یاد ، که من

تا غلام  تو شدم  از  دگران  آزادم

چند پرسی تو که از عشق منت حاصل چیست ؟

حاصل آنست که از تخت به خاک افتادم

کردم اندیشه ی خود ، مصلحت آنست که من

بر کنم دل ز تو ، ورنه بکنی بنیادم

آهنین است دلت ورنه ببخشی بر من

چون ببینی که ز غم در قفس فولادم

از دل سخت تو آنروز من آگاه شدم

که جگر خسته بدیدی و ندادی دادم

مکن ای ماه ، جفا بر تن من ، کز غم تو

"اوحدی" وار به خورشید رسد فریادم

 

اوحدی مراغه یی                                      



:: برچسب‌ها: اوحدی مراغه یی
نویسنده : شروین تدین
نظرات ()
آخرین عناوین مطالب