برای کسانی که کلمات نجوایی عاشقانه در گوش هایشان زمزمه می کند ....
  :: شروینسا
چاپ تی شرت
شعر سفر - فروغ فرخزاد

همه شب با دلم کسی می گفت

سخت آشفته ای ز دیدارش

صبحدم با ستارگان سپید

می رود ، می رود نگهدارش

 

من به بوی تو رفته از دنیا

بی خبر از فریب فرداها

روی مژگان نازکم می ریخت

چشمهای تو چون غبار طلا

 

تنم از حس دستهای تو داغ

گیسویم در تنفس تو رها

می شکفتم ز عشق و می گفتم

" هرکه دلداده شد به دلدارش

ننشیند به قصد آزارش

برود چشم من به دنبالش

برود عشق من نگهدارش "

آه ، اکنون تو رفته ای و غروب

سایه می گسترد به سینه ی راه

نرم نرمک خدای تیره ی غم

می نهد پا به معبد نگهم

می نویسد به روی هر دیوار

آیه هایی همه سیاه سیاه 

                                       فروغ فرخزاد



:: برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
نویسنده : شروین تدین
نظرات ()
آخرین عناوین مطالب