برای کسانی که کلمات نجوایی عاشقانه در گوش هایشان زمزمه می کند ....
  :: شروینسا
چاپ تی شرت
خودکشی - مجید صالحی

دل بِدی بازیچه ی دنیا میشی

دل بِکنی درست مثه ما میشی

به زندگی فکر کنی جا می خوری

به عاشقی فکر کنی رسوا میشی

به هر کسی که میشناسی رو بزن 

خسته شدی خودت رو چاقو بزن 

اگه می خوای اسیر دریا نشی

تا اونجا که جون داری پارو بزن

بچگی تو بزار رو تاب هُل بده 

به هر کسی که میشناسیش گل بده 

فقط دیگه به عاشقی فکر نکن 

قسم نمی خواد بخوری ، قول بده 

قسمت آدما بهم می خوره 

اونجوری که نخوای رقم می خوره 

عشق فقط نوشتنش قشنگه 

حالت از این عشق به هم می خوره 

دل داری انگاری که بی دل خوشی

خدا بزرگه واسه ی دلخوشی

زمونه جون می ده واسه زندگی 

زندگی جون می ده واسه خودکشی

خدا یه نقاشه فقط می کشه 

کفره ، ولی داره غلط می کشه

اگه همه بهشتین پس چرا ؟

پای جهنم و وسط می کشه 

                   مجید صالحی 



:: برچسب‌ها: مجید صالحی
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
سفره من - مهدی فرجی

عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی‌

بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی‌

یک آسمان پرندگی‌ام دادی و مرا

در تنگنای «از تو پریدن‌» گذاشتی‌

وقتی که آب و دانه برایم نریختی‌

وقتی کلید در قفس من گذاشتی‌

امروز از همیشه پشیمان‌تر آمدی‌

دنبال من بنای دویدن گذاشتی‌،

من نیستم‌... نگاه کن‌; این باغ سوخته‌

تاوان آتشی است که روشن گذاشتی‌

گیرم هنوز تشنه‌ی حرف تواَم ولی 

گوشی مگر برای شنیدن گذاشتی‌؟

آلوچه‌های چشم تو مثل گذشته‌اند 

اما برای من دل چیدن گذاشتی‌؟

حالا برو، برو که تو این نان تلخ را

در سفره‌ای به سادگی من گذاشتی

                                       مهدی فرجی



:: برچسب‌ها: مهدی فرجی
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
آخرین عناوین مطالب