برای کسانی که کلمات نجوایی عاشقانه در گوش هایشان زمزمه می کند ....
  :: شروینسا
چاپ تی شرت
اتفاق تازه - سید محمدرضا هاشمی زاده

خط می خــورند قــد درخــتان جنـگلی

یک قتل عــــام تازه بدین سادگی . ولی.....

فــصلی بــرای کوچ پرســتو نمانده است

وقتی که نیست،سقف همان خانه ی گِـلی

 آشــفـته شـــد ز غــرش امواج سهمگین

آرامــش صــمیمی مــرغـــان ســاحلی

خـــالی است از شــکوه شــکفتن بهارها

دیـگر نــمانــد ،از گــل و بلـبل شمایلی

تنـها به رسم زنــدگی و زنده ماندن است

این طرحــهای مضــحک و طرح مسایلی

این جــمع ها کـه حل مـسایل نـمی شود

تنــها هدف نشــستن مــا روی صـــندلی

هــرگـــز دلـی به قلب غـریبم گره نخورد

بــرگـــرد تــا به خـلوت خود بی معطلی

                  سید محمدرضا هاشمی زاده



:: برچسب‌ها: سید محمد رضا هاشمی زاده
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
غزلی از امید صباغ نو

بی عشق هیچ فلسفه ای در جهان نبود
احساس در "الهه ی نازِ بنان" نبود

 بی شک اگر که خلق نمی شد "گناهِ عشق"
دیگر خدا به فکرِ "شبِ امتحان" نبود

بنشین رفیق! تا که کمی درد دل کنیم
اندازه ی تو هیچ کسی مهربان نبود

 اینجا تمامِ حنجره ها لاف می زنند
هرگز کسی هر آنچه که می گفت،آن نبود!

لیلا فقط به خاطرِ مجنون ستاره شد
زیرا شنیده ایم چنین و چنان نبود

حتی پرنده از بغلِ ما نمی گذشت
اغراقِ شاعرانه اگر بارِمان نبود
 
گشتم،نبود،نیست... تو هم بیشتر نگرد!
غیر از خودت که با غزلم همزبان نبود

 دیشب دوباره -از تو چه پنهان- دلم گرفت
با اینکه پای هیچ زنی در میان نبود!

                             امید صباغ نو



:: برچسب‌ها: امید صباغ نو
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
آخرین عناوین مطالب