برای کسانی که کلمات نجوایی عاشقانه در گوش هایشان زمزمه می کند ....
  :: شروینسا
چاپ تی شرت
ملوان - سجاد حیدری قیری

دوباره صاعقه شیپور می زند ملوان
به ماسه وصله ی ناجور می زند ملوان

کجای نقشه نشستی که دزد دریایی
به روی مرز تو هاشور می زند ملوان

کجای اسکله خوابیده ای که اختاپوس
عروس ناز تو را تور می زند ملوان

پرنده رفت و نپرسیدی از تفنگ دولول
که تیر را به چه منظور می زند ملوان

ببین غروب از آن دورهای غرق غبار
به آب پاک تو کافور می زند ملوان

خلیج را که دریدند کوسه های سفید
دلم برای خزر شور می زند ملوان
...
تو خواب رفته ای و در سکوت لنگرگاه
دوباره صاعقه شیپور می زند ملوان

                          سجاد حیدری قیری



:: برچسب‌ها: سجاد حیدری قیری
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
حافظ - ابروی دلگشا

خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
گشاد کار من اندر کرشمه‌های تو بست

مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند
زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست

ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشود
نسیم گل چو دل اندر پی هوای تو بست

مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد
ولی چه سود که سررشته در رضای تو بست

چو نافه بر دل مسکین من گره مفکن
که عهد با سر زلف گره گشای تو بست

تو خود وصال دگر بودی ای نسیم وصال
خطا نگر که دل امید در وفای تو بست

ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت
به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست



:: برچسب‌ها: حافظ
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
نام انتخابی : باغ - سید صابر موسوی

باغ‌ها در خویش می‌خواهند مدفونم کنند

تا درختان هم‌ چو یاران پنجه در خونم کنند

کاش در باغ زمین هم میوهٔ ممنوعه بود

بلکه آدم‌ها از این ویرانه بیرونم کنند

عشق نایاب است دیگر گرچه لیلی‌های شهر

با فریب رنگ می‌خواهند مجنونم کنند

بگذر از خیر حسابم با کرام الکاتبین

امر کن فکری به حال زار اکنونم کنند

گوشه ویرانه‌ام امشب درختی سبز شد

باغ‌ها در خویش می‌خواهند مدفونم کنند

                                                 سید صابر موسوی



:: برچسب‌ها: سید صابر موسوی
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
آخرین عناوین مطالب