برای کسانی که کلمات نجوایی عاشقانه در گوش هایشان زمزمه می کند ....
  :: شروینسا
چاپ تی شرت
بر من و تو - مهدی سهیلی

بر من و تو روزگاری رفت و عشقی پا گرفت

عاقبت چرخ حسود این عشق را از ما گرفت

شادمانی بود و من بودم ، تو بودی، عشق بود

عشق و شادی با تو رفت و غم مرا تنها گرفت

نغمه هامان در گلو بشکست و شادی ها گریخت

مرغ رنگین بال عشق ما  ره صحرا گرفت

بوسه های آتشین بر روی لبهامان فسرد

آشنایی های ما رنگ جدایی ها گرفت

مرغ بخت آمد به بام خانه ام اما پرید

دولت عشق تو را ایام داد اما گرفت

داستان چشم گریان مرا از شب بپرس

ای بسا گوهر که دست غم از این دریا گرفت

جام لبریز امیدم را فلک بر خاک ریخت

عشق را از ما گرفت اما چه نازیبا گرفت

از فریب روزگار ایمن مشو کاین بلهوس

بر سکندر داد ملکی را که از دارا گرفت

                                                مهدی سهیلی



:: برچسب‌ها: مهدی سهیلی
نویسنده : شروین تدین
نظرات ()
نرفتی از یادم- اوحدی مراغه یی

ای که رفتی و نرفتی  نفسی از یادم

خاک پای تو چو گشتم چه دهی بر بادم ؟

پس از این پیش من از جور مکن یاد ، که من

تا غلام  تو شدم  از  دگران  آزادم

چند پرسی تو که از عشق منت حاصل چیست ؟

حاصل آنست که از تخت به خاک افتادم

کردم اندیشه ی خود ، مصلحت آنست که من

بر کنم دل ز تو ، ورنه بکنی بنیادم

آهنین است دلت ورنه ببخشی بر من

چون ببینی که ز غم در قفس فولادم

از دل سخت تو آنروز من آگاه شدم

که جگر خسته بدیدی و ندادی دادم

مکن ای ماه ، جفا بر تن من ، کز غم تو

"اوحدی" وار به خورشید رسد فریادم

 

اوحدی مراغه یی                                      



:: برچسب‌ها: اوحدی مراغه یی
نویسنده : شروین تدین
نظرات ()
آخرین عناوین مطالب