برای کسانی که کلمات نجوایی عاشقانه در گوش هایشان زمزمه می کند ....
  :: شروینسا
چاپ تی شرت
فکرش را بکن ! - غلامرضا سلیمانی

گیسوانت زیر باران،  عطــر گندم‌زار... فکــرش را بکن!

 با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن!

در تراس خانه رویارو شوی  با عشق بعـد از سال‌ها

بوسه و گریه، شکوه لحظه‌ی دیدار... فکرش را بکن!

سایه‌ها در هم گــره،  نور ملایـــم،  استکان مشترک

خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن!

ابـــر باشم تا کـــه ماه نقـــره‌ای را در تنــم پنهــان کنم

دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار... فکرش را بکن!

خانه‌ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر

تکیـه بر پشتــی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن!

از سمــاور  دست‌هایت  چای و  از ایوان  لبانت قند را...

بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار... فکرش را بکن!

اضطراب زنگ، رفتم وا کنم در را، کـــه پرتم می‌کنند

سایه‌ها در تونلی باریک و سرد و تار... فکرش را بکن!

ناگهان دیوانه‌خانه... ــ  وَ پرستاری که شکل تو نبود

قرص‌ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن!

                                        غلامرضا سلیمانی



:: برچسب‌ها: غلامرضا سلیمانی, شعر پارسی, گلچین شعر ایرانی
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
پیدا بکن - سید مهدی موسوی

پیدا بکن یک آدم آدم‌تری را            

و شانه‌های محکم و محکم‌تری را

 

آقای خوبی که دلش سنگی نباشد

معشوق‌های دوستت دارم‌تری را


من را رهاکن، هرچه ‌می‌خواهی تو داری

از دست خواهی داد چیز کمتری را


با گیسوانت باد بازی کرد و رقصید            

و زد رقـم آینده‌ی درهم‌تری را 


تو آخر این داستان باید بخندی            

پس امتحان کن عاشق بی‌غم‌تری را


من می‌روم آرام آرام از همه‌چیز            

هرروز می‌بینی من مبهم‌تری را

 

من را ببخش، از این خداحافظ٬ خداحا ...        

پیدا نکردم واژه‌ی مرهم‌تری را 

               سید مهدی موسوی



:: برچسب‌ها: سید مهدی موسوی, شعر پارسی, گلچین شعر ایرانی
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
هشتم آبان - شروین تدین

گریه هایی شبیه فریادم ، خنده هایی شبیه یک دردم

رفتنت شد دلیل آزادی !؟ شانه ات را حصار خود کردم

خاطرت از سرم نرفت هرگز ، قبل مرگم اسیر این یادم :

گلی از دامن تو برچیدم ، دسته گل ها به دست خود دادم

خنده ات را برای تاریکی ، گریه ات را برای نوشیدن

بعد تو موشهای خانه ی مان ، از نگاهم لباس پوشیدن

گیسوانت برای سرما است ، انجماد زمین تاریخی

یخ زدند این زمینیان رفتند سوی سیاره های مریخی

چشم هایت عقیق انگشتر ، مژه هایت مثال جارو اند

از سر و روی من علف رویید این علف ها چقدر بد بو اند

دست تو جای حلقه ی دار و پای تو جای چوب آویز است

خاطراتت مثال یک وحشی ، بی رمق از جنون لبریز است

دست آخر زمان رفتن خود ، پای این حلقه ی ز سقف آویز

خنجری بر دلم بزن و برو ، روزی از ماهِ دوم ِپاییز

                                           شروین تدین



:: برچسب‌ها: شروین تدین, شعر پارسی, گلچین شعر ایرانی
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
یک - غلامرضا طریقی

در دفتر شعر من-این دیوان معمولی-

محبوب من ماهی است، با چشمان معمولی!

 

بر عکس آهوهای حیران در هزاران شعر

او نیز چیزی نیست جز انسان معمولی

 

با پای خود دور از «پری دم» های دریایی

عمری شنا کرده ست در یک وان معمولی!

 

محبوب من، جای قدح نوشیدن از ساغر

یک عمر چایی خورده در فنجان معمولی

 

او جوجه تیغی رو پلک خود نچسبانده!

تا نیزه ای سازد از آن مژگان معمولی

 

محبوب من این است و من با سادگی هایش

سر می کنم در خانه ی ارزان معمولی

 

عاشق اگر باشی برای بردن معشوق

اسب سفیدت می شود پیکان معمولی

 

معشوق من پاک است و عشقم پاک اما من ...

من کیستم در متن این دوران معمولی؟!

 

من هم بدون سیم و زر یک شاعر پاکم

یک شاعر از نسل بدهکاران معمولی

 

غلامرضا طریقی



:: برچسب‌ها: غلامرضا طریقی, گلچین شعر ایرانی, شعر پارسی
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
 
آخرین عناوین مطالب