![]() |
۱٤ فروردین ۱۳٩٢ |
ای سرو بالای سهی ؛ کز صورت جان آگهی
وز هر چه در عالم بهی ؛ ما نیز هم بد نیستیم
گفتی به رنگ من گلی ؛ هرگز نبیند بلبلی
آری نکو گفتی ولی ؛ ما نیز هم بد نیستیم ....
تا چند گویی ما و بس ؛ کوته کن ای رعنا و بس
نه خود تویی زیبا و بس ؛ ما نیز هم بد نیستیم
ای شاهد هر مجلسی ؛ وآرام جان هر کسی
گر دوستان داری بسی ؛ ما نیز هم بد نیستیم
گر گلشن خوشبو تویی ؛ ور بلبل خوشگو تویی
ور در جهان نیکو تویی ؛ ما نیز هم بد نیستیم
گویی چه شد کان سرو و بن ؛ با ما نمیگو ید سُخُن
گو بی وفایی پر مکن ؛ ما نیز هم بد نیستیم
گر تو به حسن افسانه ای ؛ یا گوهر یکدانه ای
از ما چرا بیگانه ای ؛ ما نیز هم بد نیستیم
گفتم تو ما را دیده ای ؛ وز حال ما پرسیده ای
پس چون ز ما رنجیده ای ؛ ما نیز هم بد نیستیم
گفتی به از من در چگل ؛ صورت نبندد آب و گل
ای سست مهر سخت دل ؛ ما نیز هم بد نیستیم
سعدی گر آن زیباقرین ؛ بگزید بر ما همنشین
گو هر که خواهی برگزین ؛ ما نیز هم بد نیستیم
:: برچسبها: سعدی















