برای کسانی که کلمات نجوایی عاشقانه در گوش هایشان زمزمه می کند ....
  :: شروینسا
چاپ تی شرت
یک - غلامرضا طریقی

در دفتر شعر من-این دیوان معمولی-

محبوب من ماهی است، با چشمان معمولی!

 

بر عکس آهوهای حیران در هزاران شعر

او نیز چیزی نیست جز انسان معمولی

 

با پای خود دور از «پری دم» های دریایی

عمری شنا کرده ست در یک وان معمولی!

 

محبوب من، جای قدح نوشیدن از ساغر

یک عمر چایی خورده در فنجان معمولی

 

او جوجه تیغی رو پلک خود نچسبانده!

تا نیزه ای سازد از آن مژگان معمولی

 

محبوب من این است و من با سادگی هایش

سر می کنم در خانه ی ارزان معمولی

 

عاشق اگر باشی برای بردن معشوق

اسب سفیدت می شود پیکان معمولی

 

معشوق من پاک است و عشقم پاک اما من ...

من کیستم در متن این دوران معمولی؟!

 

من هم بدون سیم و زر یک شاعر پاکم

یک شاعر از نسل بدهکاران معمولی

 

غلامرضا طریقی



:: برچسب‌ها: غلامرضا طریقی, گلچین شعر ایرانی, شعر پارسی
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
می ارزد - علی اصغر داوری

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد  

 و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس

سند عشق، به امضا شدنش می ارزد

گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایم

کوشش رود به دریا شدنش می ارزد

کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز

حتم دارد که به اِحیا شدنش می ارزد

با دو دستِ تو فرو ریختنِ دم به دمم

 به همان لحظه برپا شدنش می ارزد

دل من در سبدی، عشق به نیل تو سپرد

نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد

سالها گر چه که در پیله بمانَد غزلم

 صبرِ این کرم به زیبا شدنش می ارزد

                          علی اصغر داوری



:: برچسب‌ها: علی اصغر داوری, شعر پارسی, گلچین شعر ایرانی
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم - امید صباغ نو

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم

شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید

آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم!

روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد

سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم

در کنـــار تــــو  قدم  مــــی زدم  و دور و بـــرم

چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم

روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند

سینه ها پــاره شد و مرثیه ها ریخت بــه هم

پای عشق تـــو برادر کُشــی افتاد به راه

شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم

بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند

دلمان تنگ شد وُ قافیــه ها ریخت به هم

.

من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!

 پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟

                                امید صباغ نو



:: برچسب‌ها: امید صباغ نو, شعر پارسی, گلچین شعر ایرانی
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
غمگینم - طاهره خنیا

قدِ خاموشی ِ یک زیرگذر ، غمگینم

مثل گنجشک ( که خورده به سپر) غمگینم

رفتم از دست و نیاورد به دستم ، دستی ..

من ازین – دست " مکرر" ، چه قَدَر غمگینم

سرو ماندم که جگر- گوشه ی پاییز شوم

طلبیدند فقط سایه و بر .. غمگینم..

به چه دردی بخورد خیره ی خود- رو؟

- آتش!

آب - ناخورده ام و خورده- تبر .. غمگینم..

سگی آن توست که هر روز ، مرا می گیرد

چه خبر آینه جان؟

- هیچ خبر! غمگینم!

سرد و گرم است زمینی که در آن می شکنم

آآآه... تقصیر ِ کسی نیست اگر غمگینم

من به اندازه ی تنهایی ِ تن ها ، زخمم..

مثل ِ یک فاحشه ی تجربه- گر غمگینم..

زندگی ِ سگی و صبر ِ عظیم ِ شتری..

یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم ...

                  طاهره خنیا



:: برچسب‌ها: طاهره خنیا, شعر پارسی, گلچین شعر ایرانی
نویسنده : شروینسا
نظرات ()
 
آخرین عناوین مطالب